کارگاه آموزش فروش حرفه ی

کارگاه آموزش فروش حرفه ای در اصفهان

از کار کردن هراسی نداشتم. اما  سخت کار کردن به نظرم کافی نمی رسید. صدها تماس تلفنی برقرار نمودم بدون اینکه بتوانم یک فروش موفق داشته باشم. از خانه ای به خانه ی دیگر و از شرکتی به شرکت دیگر می رفتم. سپس روزی از خودم پرسیدم:” چرا برخی از فروشندگان از دیگران موفق تر

در چه مذاکره ای میتونیم پرت و پلا بگیم؟

اجازه بدید این مطلب را با یک مثال واقعی شروع کنم: صاحبخانه: اجاره این خونه ای که شما نشستید، خرج و مخارج مادرم میشه و مادرم چون در منطقه …. خودش اجاره نشینه، هزینه هایش بالاست. لذا اجاره امسالتان ….. خواهد بود. مستاجر: والا ما اجاره خونه شما رو از اجاره مغازه مان در شهر

یک فروشنده حرفه ای، نیازهای مشتری را تحریک میکند.

از سمینار آقای معظمی برمیگشتم. تو مترو تهران، فروشنده های مختلف، سعی میکردن اجناسشون رو به مسافرین بفروشند. من هم نظاره گر بودم و نقاط قوت و ضعفشون رو پیش خودم تحلیل میکردم. در این بین، پیرمردی با چهره فوق العاده زحمت کش وارد واگن شد و شروع کرد به معرفی اجناسش. چهره اش من رو

بدترین انتقام از بدترین مشتریان

یادمه یک ظهر گرم تابستان بود. منکه مدیر فروش یک شرکت بودم و جلسات زیادی با مشتریان داخلی و خارجی داشتم، آمده بودم تا مانند یک ویزیتور معمولی، تولیدات شرکت را در یکی از شهر های ایران معرفی کنم که هم با فضای فکری و فرهنگی آن شهر آشنا شوم و هم تکنیک های فروش حضوری